معنی ۱neutral · 88%
مجاز نبودن طبق قانون
مثالهای طبیعی
Der Handel ist illegal.
این تجارت غیرقانونی است.
Hier zu parken ist illegal.
پارک کردن اینجا غیرقانونی است.
Die Firma stoppte die illegale Aktivität.
شرکت فعالیت غیرقانونی را متوقف کرد.
نکتهٔ کاربردی
illegal صفت نسبی است و معمولاً مقایسه نمیشود.

