معنی ۱formal · 89%
متکی به توهم یا فرض نادرست و عملاً تحققنیافتنی.
مثالهای طبیعی
Ohne zusätzliche Mittel ist die Hoffnung auf eine schnelle Sanierung illusorisch.
بدون بودجهٔ بیشتر، امید به بازسازی سریع واهی است.
Der Trainer nannte das Ziel eines Sieges gegen alle Favoriten illusorisch.
مربی هدفِ شکستدادن همهٔ مدعیان را غیرواقعبینانه خواند.
Die Vorstellung, ein einziges Gesetz werde sämtliche Probleme lösen, ist illusorisch.
این تصور که یک قانون همهٔ مشکلات را حل میکند، واهی است.
نکتهٔ کاربردی
بهمعنای صرفاً خیالانگیز نیست؛ تحققپذیری یا واقعبینی را زیر سؤال میبرد.
