معنی ۱neutral · 88%
بهتنهایی و بدون همکاری مستقیم با دیگران
مثالهای طبیعی
Sie entwickelte den Prototyp fast im Alleingang.
او نمونه اولیه را تقریباً بهتنهایی ساخت.
Die Regierung setzte die Reform im Alleingang durch.
دولت اصلاحات را بدون همراهی دیگران پیش برد.
Der Stürmer entschied das Spiel beinahe im Alleingang.
مهاجم تقریباً بهتنهایی نتیجه بازی را تعیین کرد.
نکتهٔ کاربردی
انجام کاری بهتنهایی و بدون اقدام مشترک یا کمک مستقیم دیگران.
