معنی ۱neutral · 88%
در انجام تعهد یا برنامه عقبافتاده و دیرکرد داشتن
مثالهای طبیعی
Wir sind mit der Lieferung zwei Wochen im Verzug.
در تحویل سفارش دو هفته تأخیر داریم.
Der Kunde ist mit zwei Raten im Verzug.
مشتری در پرداخت دو قسط عقب افتاده است.
Das Bauprojekt ist deutlich im Verzug.
پروژه ساختمانی بهطور محسوسی از برنامه عقب است.
نکتهٔ کاربردی
TASK این عبارت ثابت را adverb ثبت کرده است؛ معنی آن عقبافتادگی زمانی یا تأخیر است.
ترکیبهای رایج
— در پرداخت تأخیر داشتن
