برداشت یا شهرتی که یک فرد، شرکت یا نشان تجاری نزد مردم دارد.
مثالهای طبیعی
Die Firma möchte ihr Image durch fairen Handel verbessern.
شرکت میخواهد با تجارت منصفانه وجههاش را بهتر کند.
Nach dem Skandal litt das Image des Vereins.
پس از رسوایی، وجههٔ باشگاه آسیب دید.
Das neue Logo passt besser zum Image der Marke.
نشان تازه با وجههٔ برند سازگارتر است.
نکتهٔ کاربردی
«Image» معمولاً خنثی است: das Image, des Images؛ ترکیبهای رایج «وجههٔ خوبی داشتن» و «وجهه را بهترکردن» هستند.
درس کوتاه: Image
برداشت یا شهرتی که یک فرد، شرکت یا نشان تجاری نزد مردم دارد. «Image» معمولاً خنثی است: das Image, des Images؛ ترکیبهای رایج «وجههٔ خوبی داشتن» و «وجهه را بهترکردن» هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Image» مطابقت دارد؟
