معنی ۱neutral · 87%
توانایی یا فرایند ساختن تصویرها، امکانها یا ایدههای زنده در ذهن
مثالهای طبیعی
Der Roman lebt von der sprachlichen Imagination seiner Autorin.
رمان از تخیل زبانی نویسندهاش نیرو میگیرد.
Imagination kann helfen, alternative Handlungswege zu entwerfen.
تخیل میتواند به طراحی راههای عمل جایگزین کمک کند.
Die Installation lässt viel Raum für die Imagination des Publikums.
این اثر فضای زیادی برای تخیل مخاطب باقی میگذارد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب ادبی، روانشناختی یا فکری: توانایی ساخت تصویرها، ایدهها یا امکانهای ذهنی زنده.
