معنی ۱neutral · 92%
ادامه داشتن تا زمان حال یا زمان مشخص، اغلب برخلاف انتظار تغییر
مثالهای طبیعی
Er arbeitet immer noch an demselben Projekt.
او هنوز هم روی همان پروژه کار میکند.
Die Bestellung ist immer noch nicht angekommen.
سفارش هنوز هم نرسیده است.
Wohnst du immer noch in derselben Wohnung?
هنوز هم در همان آپارتمان زندگی میکنی؟
نکتهٔ کاربردی
در مقایسه با noch بهتنهایی، immer noch اغلب تأکید میکند که وضعیت بیشتر از انتظار ادامه یافته است.
