Improvisation
C2اسمتعبیه، بدیهه گویی، بداهتا
JadoLearn Dictionary
Improvisation یعنی تعبیه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تعبیه، بدیهه گویی، بداهتا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تعبیه، بدیهه گویی، بداهتا
تعبیه، بدیهه گویی، بداهتا
تعبیه، بدیهه گویی، بداهتا
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.