معنی ۱neutral · 88%
باعث آشفتگی، نگرانی شدید یا هیاهو شدن
مثالهای طبیعی
Die Nachricht versetzte die ganze Stadt in Aufruhr.
خبر کل شهر را به آشوب و هیجان انداخت.
Das Gerücht versetzte die Belegschaft in Aufruhr.
شایعه کارکنان را بهشدت آشفته کرد.
Ein geleaktes Dokument versetzte die Öffentlichkeit in Aufruhr.
یک سند فاششده افکار عمومی را بهشدت ملتهب کرد.
نکتهٔ کاربردی
عبارت متعدی ثابتی برای ایجاد آشفتگی، نگرانی شدید یا هیاهوی عمومی.
