معنی ۱informal · 88%
کسی یا چیزی را بهشدت کوبیدن یا محکوم کردن
مثالهای طبیعی
Mehrere Feuilletons rissen den Film regelrecht in der Luft.
چند بخش فرهنگی روزنامهها فیلم را حسابی کوبیدند.
Wir sollten den Entwurf prüfen, statt ihn sofort in der Luft zu zerreißen.
بهتر است طرح را بررسی کنیم، نه اینکه فوراً آن را بکوبیم.
Die Opposition riss den Vorschlag des Ministers in der Luft.
اپوزیسیون پیشنهاد وزیر را بهشدت کوبید.
نکتهٔ کاربردی
کاربردی مجازی و بسیار منفی دارد و یعنی فرد، اثر یا پیشنهادی را با انتقاد بسیار تند کوبیدن.
