معنی ۱neutral · 86%
نگاه یا فکر را به دوردستها یا امکانهای دور سپردن
مثالهای طبیعی
Vom Gipfel ließ sie den Blick in die Ferne schweifen.
از قله نگاهش را به دوردستها سپرد.
Beim Zuhören schweiften seine Gedanken in die Ferne.
هنگام گوشدادن فکرش به دوردستها رفت.
Man muss nicht immer in die Ferne schweifen, um Ruhe zu finden.
برای پیدا کردن آرامش همیشه لازم نیست سراغ دوردستها رفت.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت معمولاً ادبی یا تأملی است و نگاه یا فکر را به مکانها یا امکانهای دور معطوف میکند.
