کسی را بهطور محسوس شگفتزده یا حیرتزده کردن
مثالهای طبیعی
Die Genauigkeit der Messung setzte selbst Fachleute in Erstaunen.
دقت اندازهگیری حتی متخصصان را هم شگفتزده کرد.
Die Konstruktion setzte die Besucher durch ihre Leichtigkeit in Erstaunen.
سازه با سبکی خود بازدیدکنندگان را به حیرت انداخت.
Ihre spontane Rede setzte das Publikum in Erstaunen.
سخنرانی بداههٔ او مخاطبان را شگفتزده کرد.
نکتهٔ کاربردی
عبارتی متعدی و کمی رسمی است که یعنی موجب شگفتی یا حیرت شدن؛ فردی که شگفتزده میشود معمولاً در حالت Akkusativ میآید.
