معنی ۱neutral · 86%
کسی یا چیزی را بهطور کامل و با شدیدترین لحن محکوم کردن
مثالهای طبیعی
Die Redner verdammten den Angriff in Grund und Boden.
سخنرانان حمله را بهشدت محکوم کردند.
Man kann die Entscheidung ablehnen, ohne sie in Grund und Boden zu verdammen.
میتوان با تصمیم مخالف بود، بدون اینکه آن را بهشدت محکوم کرد.
Ein Teil der Presse verdammte das Werk in Grund und Boden.
بخشی از مطبوعات اثر را کاملاً کوبید و محکوم کرد.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی شدید برای محکومکردن قاطع اخلاقی یا عمومی است و لحن ارزیابانه و اغلب خطابی دارد.
