به صورت پول واقعی؛ در قالب پرداخت نقدی یا مالی
مثالهای طبیعی
Die Helfer erhielten keinen Dank, sondern eine Prämie in klingender Münze.
کمککنندگان بهجای تشکر، پاداشی به پول واقعی دریافت کردند.
Ein Teil des Soldes wurde in klingender Münze ausgezahlt.
بخشی از مواجب بهصورت پول واقعی پرداخت شد.
Anerkennung allein reicht nicht; der Beitrag muss sich auch in klingender Münze auszahlen.
قدردانی بهتنهایی کافی نیست؛ این مشارکت باید از نظر مالی هم نتیجه بدهد.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی نسبتاً قدیمی است و یعنی به شکل پول واقعی یا پرداخت نقدی و مشخص، اغلب در تقابل با تعریف، وعده یا مزایای غیرنقدی.
