کسی را از خود ناراضی کردن و لطف یا تأیید او را از دست دادن
مثالهای طبیعی
Der Minister fiel beim König in Ungnade und verlor seine Ämter.
وزیر از چشم پادشاه افتاد و مقامهایش را از دست داد.
Nach dem Datenleck fiel der Berater bei der Leitung in Ungnade.
پس از نشت داده، مشاور نزد مدیریت از چشم افتاد.
Der Schriftsteller fiel beim Regime in Ungnade und durfte kaum noch veröffentlichen.
نویسنده نزد حکومت مغضوب شد و تقریباً دیگر اجازه انتشار نداشت.
نکتهٔ کاربردی
عبارتی نسبتاً رسمی است و یعنی لطف، تأیید یا حسننظر فرد قدرتمند، نهاد یا گروهی را از دست دادن؛ معمولاً با «bei jemandem» مشخص میشود نزد چه کسی بیاعتبار شده است.
