یک شیء را برای نگهداری امن تحویل گرفتن
مثالهای طبیعی
Das Fundbüro nahm den Rucksack bis zur Identifizierung des Eigentümers in Verwahrung.
دفتر اشیای گمشده کولهپشتی را تا شناسایی مالک برای نگهداری تحویل گرفت.
Die Ermittler nahmen die Datenträger als Beweismittel in Verwahrung.
بازرسان حاملهای داده را بهعنوان مدرک برای نگهداری رسمی تحویل گرفتند.
Die Garderobe nimmt Wertsachen grundsätzlich nicht in Verwahrung.
رختکن اصولاً اشیای قیمتی را برای نگهداری تحویل نمیگیرد.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف «in Verwahrung geben»، این عبارت از دید طرفی است که شیء را تحویل میگیرد و مسئول نگهداری آن میشود.
