نشانندادن علاقه، توجه یا ترجیح مشخص نسبت به موضوعی.
مثالهای طبیعی
Der Ausschuss blieb gegenüber den Beschwerden der Anwohner bemerkenswert indifferent.
کمیته در برابر شکایتهای ساکنان بهطرز چشمگیری بیتفاوت ماند.
Ob das Konzert draußen oder drinnen stattfindet, ist mir völlig indifferent.
برای من اصلاً فرقی ندارد کنسرت در فضای باز باشد یا سرپوشیده.
Die zunächst indifferente Kundschaft reagierte erst auf die deutliche Preissenkung.
مشتریانی که ابتدا بیاعتنا بودند، تازه به کاهش محسوس قیمت واکنش نشان دادند.
نکتهٔ کاربردی
لحن غالباً رسمی یا تحلیلی است؛ در گفتار روزمره «egal» یا «gleichgültig» طبیعیترند.
