معنی ۱neutral · 88%
وضعیتی که در آن میکروارگانیسمهای بیماریزا وارد بدن میشوند و تکثیر میکنند
مثالهای طبیعی
Der Arzt stellte eine Infektion fest.
پزشک عفونتی تشخیص داد.
Saubere Hände senken das Risiko einer Infektion.
دستهای تمیز خطر عفونت را کم میکنند.
Die Infektion ist inzwischen abgeklungen.
عفونت اکنون فروکش کرده است.
نکتهٔ کاربردی
این تعریف صرفاً واژگانی است و توصیهٔ پزشکی نیست.

