معنی ۱neutral · 82%
افزایش درصدی میانگین قیمتها در یک بازهٔ زمانی مشخص.
مثالهای طبیعی
Die Inflationsrate sank im vergangenen Monat leicht.
نرخ تورم ماه گذشته اندکی کاهش یافت.
Die Zeitung vergleicht die Inflationsrate mehrerer Länder.
روزنامه نرخ تورم چند کشور را مقایسه میکند.
Eine höhere Inflationsrate belastet Menschen mit festen Einkommen.
نرخ تورم بالاتر به افراد با درآمد ثابت فشار میآورد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است؛ نرخ تورم را معمولاً ماهانه یا سالانه و بهصورت درصد اعلام میکنند.
درس کوتاه: Inflationsrate
افزایش درصدی میانگین قیمتها در یک بازهٔ زمانی مشخص. این اسم مؤنث است؛ نرخ تورم را معمولاً ماهانه یا سالانه و بهصورت درصد اعلام میکنند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Inflationsrate» مطابقت دارد؟
