معنی ۱neutral · 82%
رشتهای که رایانه، پردازش داده و نرمافزار را بررسی میکند.
مثالهای طبیعی
Sie studiert Informatik an einer technischen Universität.
او در دانشگاه فنی علوم رایانه میخواند.
Im Informatikunterricht schreiben wir ein kleines Programm.
در کلاس علوم رایانه برنامهٔ کوچکی مینویسیم.
Grundkenntnisse in Informatik helfen bei vielen Berufen.
دانش پایهٔ رایانه در بسیاری از شغلها کمک میکند.
نکتهٔ کاربردی
«Informatik» مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ میگوییم Informatik studieren.
درس کوتاه: Informatik
رشتهای که رایانه، پردازش داده و نرمافزار را بررسی میکند. «Informatik» مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ میگوییم Informatik studieren.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Informatik» مطابقت دارد؟
