مربوط به آغاز یک فرایند یا شکلگرفته در مرحلهٔ نخست
مثالهای طبیعی
Die initiale Kostenschätzung wurde nach der Detailplanung deutlich korrigiert.
برآورد اولیهٔ هزینه پس از برنامهریزی جزئی بهطور محسوسی اصلاح شد.
Die initialen Befunde deuteten nicht auf eine akute Infektion hin.
یافتههای اولیه نشانهای از عفونت حاد نداشتند.
Der Wert wird initial auf zehn Sekunden gesetzt und später automatisch angepasst.
مقدار در ابتدا روی ده ثانیه تنظیم میشود و بعداً بهطور خودکار تغییر میکند.
نکتهٔ کاربردی
«initial» از «anfänglich» یا «zunächst» روزمرهتر نیست و معمولاً لحن دقیق، فنی یا تخصصی دارد.
