معنی ۱neutral · 88%
تلاش سازمانیافته برای آغاز یا بهبود چیزی، یا آمادگی برای اقدام مستقل
مثالهای طبیعی
Die Initiative unterstützt junge Familien.
این طرح از خانوادههای جوان حمایت میکند.
Eine neue Initiative fördert Recycling.
یک ابتکار جدید بازیافت را ترویج میکند.
Sie zeigte viel Initiative im Projekt.
او در پروژه ابتکار زیادی نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
Initiative میتواند طرح سازمانیافته یا روحیهٔ اقدام را بیان کند.

