یک فرایند، پروژه یا اقدام را آگاهانه آغاز یا فعال کردن
مثالهای طبیعی
Das Ministerium initiierte einen Dialog mit den betroffenen Verbänden.
وزارتخانه گفتوگویی را با انجمنهای ذینفع آغاز کرد.
Die Arbeitsgruppe initiierte eine länderübergreifende Studie zu den Folgekosten.
کارگروه مطالعهای فرامرزی دربارهٔ هزینههای پیامدی راهاندازی کرد.
Eine interne Beschwerde initiierte schließlich eine umfassende Untersuchung.
یک شکایت داخلی در نهایت تحقیق جامعی را به جریان انداخت.
نکتهٔ کاربردی
در مقایسه با «beginnen»، «initiieren» بیشتر بر ایجادِ شروع و به حرکت درآوردن فرایند تأکید دارد.
