معنی ۱formal · 82%
جایگاهی در میانه یا احاطهشده با محیطی بزرگتر را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
Inmitten des Waldes stand eine kleine Hütte.
کلبهای کوچک در میان جنگل قرار داشت.
Inmitten der Feier erhielt sie einen wichtigen Anruf.
در میانهٔ جشن، تماس مهمی دریافت کرد.
Das Dorf liegt inmitten weiter Felder.
روستا در میان کشتزارهای گسترده قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
«Inmitten» حرف اضافهای رسمی با گنتیو است؛ از «mitten in» رسمیتر بهنظر میرسد.
درس کوتاه: inmitten
جایگاهی در میانه یا احاطهشده با محیطی بزرگتر را نشان میدهد. «Inmitten» حرف اضافهای رسمی با گنتیو است؛ از «mitten in» رسمیتر بهنظر میرسد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «inmitten» مطابقت دارد؟
