معنی ۱neutral · 90%
در یک عمل یا فکر، معمولاً آگاهانه، برای لحظهای مکث کردن
مثالهای طبیعی
Die Rednerin hielt kurz inne, bevor sie den entscheidenden Punkt ansprach.
سخنران پیش از پرداختن به نکتهٔ تعیینکننده لحظهای مکث کرد.
Bevor wir zustimmen, sollten wir innehalten und die langfristigen Folgen prüfen.
پیش از موافقت باید درنگ کنیم و پیامدهای بلندمدت را بررسی کنیم.
Beim Anblick des leeren Hauses hielt er einen Moment inne.
با دیدن خانهٔ خالی لحظهای درنگ کرد.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی جزء جدا میشود: «Sie hält inne.» و اسم مفعول «innegehalten» است.
