معنی ۱neutral · 82%
عضو دولت که مسئول امور داخلی و امنیت عمومی است.
مثالهای طبیعی
Der Innenminister stellte neue Sicherheitsmaßnahmen vor.
وزیر کشور تدابیر امنیتی تازهای معرفی کرد.
Journalisten fragten den Innenminister nach dem Gesetz.
روزنامهنگاران از وزیر کشور دربارهٔ قانون پرسیدند.
Die Innenminister der Länder trafen sich in Berlin.
وزیران کشور ایالتها در برلین دیدار کردند.
نکتهٔ کاربردی
«Innenminister» مذکر و صورت مؤنث آن «Innenministerin» است؛ مسئولیتها در کشورها متفاوتاند.
درس کوتاه: Innenminister
عضو دولت که مسئول امور داخلی و امنیت عمومی است. «Innenminister» مذکر و صورت مؤنث آن «Innenministerin» است؛ مسئولیتها در کشورها متفاوتاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Innenminister» مطابقت دارد؟
