معنی ۱neutral · 82%
بخش مرکزی شهر که فروشگاهها و مکانهای عمومی زیادی دارد.
مثالهای طبیعی
Am Samstag fahren wir mit der Straßenbahn in die Innenstadt.
شنبه با تراموا به مرکز شهر میرویم.
In der Innenstadt gibt es heute einen Markt.
امروز در مرکز شهر بازاری برپاست.
Viele Cafés in der Innenstadt schließen spät.
بسیاری از کافههای مرکز شهر دیر میبندند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است؛ ترکیبهای رایج in die Innenstadt fahren و in der Innenstadt einkaufen هستند.
درس کوتاه: Innenstadt
بخش مرکزی شهر که فروشگاهها و مکانهای عمومی زیادی دارد. این اسم مؤنث است؛ ترکیبهای رایج in die Innenstadt fahren و in der Innenstadt einkaufen هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Innenstadt» مطابقت دارد؟
