اثر، نیت یا وضعیتی را به خلاف خود تبدیل کردن
مثالهای طبیعی
Eine starre Umsetzung könnte die Schutzmaßnahme ins Gegenteil verkehren.
اجرای خشک و انعطافناپذیر میتواند اقدام حفاظتی را به ضدِ هدفش تبدیل کند.
Durch den herablassenden Ton wurde die gut gemeinte Botschaft ins Gegenteil verkehrt.
لحن تحقیرآمیز پیام خیرخواهانه را عملاً به خلافِ مقصودش تبدیل کرد.
Ohne ausreichende Ressourcen verkehrte sich die Reform ins Gegenteil.
بدون منابع کافی، اصلاحات نتیجهای کاملاً معکوس داد.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت از «ändern» قویتر است و دگرگونی کامل به نتیجهٔ معکوس را میرساند، اغلب با ارزیابی انتقادی از پیامدهای ناخواسته.
