معنی ۱neutral · 90%
قطعهای از خشکی که کاملاً با آب احاطه شده است
مثالهای طبیعی
Wir verbringen den Urlaub auf einer kleinen Insel.
تعطیلات را در یک جزیرهٔ کوچک میگذرانیم.
Die Insel liegt mitten im Meer.
جزیره وسط دریا قرار دارد.
Man erreicht die Insel nur mit dem Schiff.
فقط با کشتی میتوان به جزیره رسید.
نکتهٔ کاربردی
برای مکان روی جزیره معمولاً auf + Dativ میآید.
ترکیبهای رایج
— در یک جزیره

