آگهی درجکردن، بهویژه برای فروش، اجاره یا جذب نیرو.
مثالهای طبیعی
Wir haben das alte Klavier online inseriert und schon zwei Anfragen erhalten.
پیانوی قدیمی را اینترنتی آگهی کردیم و دو درخواست هم دریافت کردهایم.
Die Vermieterin inserierte die kleine Wohnung zunächst nur in der Lokalzeitung.
صاحبخانه ابتدا آپارتمان کوچک را فقط در روزنامهٔ محلی آگهی کرد.
Statt teure Stellenanzeigen zu schalten, inseriert der Verein kostenlos auf seiner Webseite.
انجمن بهجای آگهیهای استخدام گران، فرصتهای شغلی را رایگان در وبگاهش درج میکند.
نکتهٔ کاربردی
رسمیتر از «eine Anzeige aufgeben» است و هم مفعول مستقیم و هم عبارت مکان میپذیرد.
