Inspektor
C2اسمپژوهنده، پژوهشگر، محقق
JadoLearn Dictionary
Inspektor یعنی پژوهنده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پژوهنده، پژوهشگر، محقق
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پژوهنده، پژوهشگر، محقق
پژوهنده، پژوهشگر، محقق
پژوهنده، پژوهشگر، محقق
پژوهنده، پژوهشگر، محقق
پژوهنده، پژوهشگر، محقق
پژوهنده، پژوهشگر، محقق
ناظم دانشکده
شیخ السفرا
ناظم دانشکده
ناظم دانشکده
ناظم دانشکده
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.