بسیار جدی، مصرانه و از صمیم قلب در درخواست یا آرزو
مثالهای طبیعی
Sie bat ihn inständig, die Entscheidung noch einmal zu überdenken.
او مصرانه از وی خواست تصمیم را یک بار دیگر بررسی کند.
Der Bürgermeister richtete einen inständigen Appell an alle Beteiligten, die Gespräche fortzusetzen.
شهردار از همهٔ طرفها مصرانه خواست گفتوگوها را ادامه دهند.
Trotz aller Rückschläge blieb ihr inständiger Wunsch nach Versöhnung bestehen.
با وجود همهٔ شکستها، آرزوی عمیق او برای آشتی همچنان باقی ماند.
نکتهٔ کاربردی
«inständig» از «dringend» احساسیتر و قویتر است و معمولاً شیوهٔ درخواست را توصیف میکند، نه صرفاً فوریت عینی را.
