وضعیتِ نبودِ ثبات، پایداری یا تعادل کافی
مثالهای طبیعی
Anhaltende Instabilität erschwert den Aufbau verlässlicher staatlicher Strukturen.
بیثباتیِ مداوم ایجاد ساختارهای قابلاعتماد دولتی را دشوار میکند.
Die plötzliche Instabilität der Märkte verunsicherte langfristige Investoren.
بیثباتی ناگهانی بازارها سرمایهگذاران بلندمدت را نگران کرد.
Messungen zeigten eine lokale Instabilität im tragenden Bauteil.
اندازهگیریها بیثباتی موضعی در جزء باربر را نشان دادند.
نکتهٔ کاربردی
جمع زمانی ممکن است که چند نوع یا مورد جداگانه از بیثباتی مطرح باشد، اما مفرد انتزاعی بسیار رایجتر است.
