integral
C2صفتآلی، اندامی، عضوی

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
integral یعنی آلی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آلی، اندامی، عضوی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صرف نظر نکردنی، حتمی، لازم الجرا
آلی، اندامی، عضوی
آلی، اندامی، عضوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.