شخصی بسیار باهوش که معمولاً با لحنی شوخ یا کنایهآمیز از او یاد میشود.
مثالهای طبیعی
Mira ist eine echte Intelligenzbestie: Sie löste das Rätsel in wenigen Minuten.
میرا واقعاً نابغه است؛ معما را در چند دقیقه حل کرد.
Na, du Intelligenzbestie, jetzt hast du die Schlüssel im Auto eingeschlossen!
بهبه، ای نابغه! حالا کلیدها را توی ماشین جا گذاشتی و در را هم قفل کردی!
Im Team nennen sie ihn liebevoll Intelligenzbestie, weil er jedes technische Problem löst.
در گروه با محبت به او «مغز متفکر» میگویند، چون هر مشکل فنی را حل میکند.
نکتهٔ کاربردی
نامگذاری علمی هوش نیست؛ لحن تعیین میکند ستایش است یا تمسخر.
