معنی ۱neutral · 82%
درجهای که یک احساس، فعالیت یا فرایند شدت دارد.
مثالهای طبیعی
Die Intensität des Trainings steigt langsam.
شدت تمرین بهآرامی افزایش مییابد.
Sie spürte die Intensität des Lichts auf der Haut.
او شدت نور را روی پوستش حس کرد.
Die Debatte wurde mit großer Intensität geführt.
بحث با شدت زیادی پیش رفت.
نکتهٔ کاربردی
«Intensität» مؤنث است و میتواند سنجیدنی یا ذهنی باشد؛ ترکیبهای hoher و geringer Intensität رایجاند.
درس کوتاه: Intensität
درجهای که یک احساس، فعالیت یا فرایند شدت دارد. «Intensität» مؤنث است و میتواند سنجیدنی یا ذهنی باشد؛ ترکیبهای hoher و geringer Intensität رایجاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Intensität» مطابقت دارد؟
