فرایندی دوسویه که در آن افراد یا سامانهها بر یکدیگر اثر میگذارند.
مثالهای طبیعی
Die Interaktion zwischen Lehrerin und Klasse war lebendig.
تعامل میان معلم و کلاس پرنشاط بود.
Die App ermöglicht eine schnelle Interaktion mit dem Gerät.
برنامه تعامل سریع با دستگاه را ممکن میکند.
Forscher untersuchen die Interaktion verschiedener Medikamente.
پژوهشگران تعامل داروهای گوناگون را بررسی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم مؤنث است و اغلب با «zwischen» میآید؛ هم دربارهٔ ارتباط انسانی و هم سامانههای فنی کاربرد دارد.
درس کوتاه: Interaktion
فرایندی دوسویه که در آن افراد یا سامانهها بر یکدیگر اثر میگذارند. این اسم مؤنث است و اغلب با «zwischen» میآید؛ هم دربارهٔ ارتباط انسانی و هم سامانههای فنی کاربرد دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Interaktion» مطابقت دارد؟
