در کسی نسبت به موضوع، شخص یا فعالیتی علاقهای قوی یا تازه ایجاد کردن
مثالهای طبیعی
Das Experiment entfachte bei den Schülern großes Interesse an Physik.
آزمایش در دانشآموزان علاقهٔ زیادی به فیزیک ایجاد کرد.
Die Ausstellung entfachte neues Interesse an der fast vergessenen Künstlerin.
نمایشگاه علاقهای تازه به آن هنرمند تقریباً فراموششده برانگیخت.
Die erste Demonstration entfachte sofort das Interesse potenzieller Kunden.
نمایش اولیه فوراً علاقهٔ مشتریان بالقوه را برانگیخت.
نکتهٔ کاربردی
entfachen در اینجا استعاری است و علاقه را مانند شعلهای نشان میدهد که روشن و شدید میشود.
