گروه یا تشکلی از افراد یا سازمانها که برای پیگیری منافع مشترک شکل گرفته است
مثالهای طبیعی
Die Anwohner gründeten eine Interessengemeinschaft gegen den geplanten Abriss.
ساکنان برای مخالفت با تخریب برنامهریزیشده یک گروه منافع مشترک تشکیل دادند.
Mehrere kleine Betriebe schlossen sich zu einer Interessengemeinschaft zusammen.
چند کسبوکار کوچک برای تشکیل یک تشکل منافع مشترک به هم پیوستند.
Die Interessengemeinschaft legte der Gemeinde einen gemeinsamen Forderungskatalog vor.
این تشکل فهرست مشترکی از مطالبات را به شهرداری ارائه کرد.
نکتهٔ کاربردی
Interessengemeinschaft بر اشتراک منافع تأکید دارد و لزوماً همان Verein ثبتشده یا اتحادیهٔ رسمی نیست.
