نمایندگی و دفاع سازمانیافته از منافع یک گروه، یا نهادی که این وظیفه را بر عهده دارد
مثالهای طبیعی
Der Betriebsrat übernimmt die Interessenvertretung der Beschäftigten.
شورای کارکنان نمایندگی منافع کارکنان را بر عهده دارد.
Mehrere Interessenvertretungen wurden zu dem Gesetzentwurf angehört.
نظر چند نهاد نمایندهٔ منافع دربارهٔ پیشنویس قانون شنیده شد.
Der Verband versteht sich als unabhängige Interessenvertretung kleiner Unternehmen.
این انجمن خود را نهاد مستقلی برای نمایندگی منافع کسبوکارهای کوچک میداند.
نکتهٔ کاربردی
مفرد اغلب به خودِ فرایند نمایندگی منافع اشاره دارد؛ جمع معمولاً برای سازمانهای نمایندهٔ مختلف به کار میرود.
