پول یا منابع دیگری که برای پروژه، کسبوکار یا هدفی با انتظار ارزش یا فایدهٔ آینده اختصاص داده میشود
مثالهای طبیعی
Die neue Maschine ist eine große Investition für die Firma.
دستگاه جدید سرمایهگذاری بزرگی برای شرکت است.
Die Investition in die Renovierung soll sich langfristig lohnen.
سرمایهگذاری در بازسازی باید در بلندمدت بهصرفه باشد.
Für die neue Technik sind weitere Investitionen nötig.
برای فناوری جدید سرمایهگذاری بیشتری لازم است.
نکتهٔ کاربردی
ساختهای رایج eine Investition in + Akkusativ و Investitionen tätigen هستند؛ واژه میتواند به یک سرمایهگذاری مشخص یا سرمایهگذاریها بهطور کلی اشاره کند.

