Investment
C2اسمسرمایه گذاری
JadoLearn Dictionary
Investment یعنی سرمایه گذاری. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرمایه گذاری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خرید، شراء، سرمایه گذاری
هزینه، خرج، سرمایه گذاری
سرمایه گذاری، ته نشین شدن، ته نشست
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.