معنی ۱neutral · 90%
به نوعی یا روشی که دقیقاً مشخص نیست
مثالهای طبیعی
Wir müssen das Problem irgendwie lösen.
باید یکجوری مشکل را حل کنیم.
Ich bin heute irgendwie müde.
امروز یکجوری خستهام.
Wir kommen irgendwie nach Hause.
یک راهی برای برگشتن به خانه پیدا میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی روش یا دلیل دقیق مشخص نیست، irgendwie در گفتار بسیار رایج است.
