معنی ۱neutral · 82%
در کسی احساس تردید یا سردرگمی ایجاد کردن.
مثالهای طبیعی
Die widersprüchlichen Wegweiser irritierten die Besucher.
تابلوهای راهنمای متناقض بازدیدکنندگان را گیج کردند.
Sein plötzliches Schweigen irritierte mich.
سکوت ناگهانی او مرا سردرگم کرد.
Die neue Bedienung irritiert viele Nutzer.
رابط تازه بسیاری از کاربران را گیج میکند.
نکتهٔ کاربردی
این فعل -ieren جدانشدنی است و Partizip II آن irritiert است؛ شخصِ دچار سردرگمی معمولاً آکوزاتیو میگیرد.
درس کوتاه: irritieren
در کسی احساس تردید یا سردرگمی ایجاد کردن. این فعل -ieren جدانشدنی است و Partizip II آن irritiert است؛ شخصِ دچار سردرگمی معمولاً آکوزاتیو میگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «irritieren» مطابقت دارد؟
