بیعقلی شدید یا چیزی که کاملاً نامعقول، پوچ یا بیمنطق تلقی میشود
مثالهای طبیعی
Noch mehr Geld in das gescheiterte Projekt zu stecken, wäre Irrsinn.
ریختن پول بیشتر در پروژهٔ شکستخورده حماقت محض خواهد بود.
Bei diesem Sturm ohne Sicherung aufs Dach zu steigen, ist reiner Irrsinn.
در این طوفان بدون تجهیزات ایمنی روی سقف رفتن جنون محض است.
Der Zeitplan ist Irrsinn; kein Team kann das in zwei Tagen schaffen.
این برنامهٔ زمانی نامعقول است؛ هیچ تیمی نمیتواند آن را در دو روز انجام دهد.
نکتهٔ کاربردی
Irrsinn واژهای شدیداً ارزشگذار است و در زبان روزمره چیزی را بسیار نامعقول میخواند؛ اصطلاح بالینی روانپزشکی محسوب نمیشود.
