نادرست به دلیل اشتباه یا برداشت غلط، نه بر اثر فریب عمدی
مثالهای طبیعی
Die Nachricht wurde irrtümlich an den gesamten Verteiler geschickt.
پیام بهاشتباه برای کل فهرست گیرندگان ارسال شد.
Der Betrag war irrtümlich doppelt berechnet worden.
مبلغ بهاشتباه دو بار محاسبه شده بود.
Die Behörde hatte irrtümlich erklärt, die Frist sei bereits abgelaufen.
نهاد مربوطه بهاشتباه اعلام کرده بود که مهلت قبلاً پایان یافته است.
نکتهٔ کاربردی
irrtümlich معمولاً ناخواسته بودن خطا را میرساند؛ برای عمل عمدی از واژههایی مانند vorsätzlich یا bewusst استفاده میشود.
