معنی ۱neutral · 82%
فرض یا برداشتی نادرست دربارهٔ موضوعی.
مثالهای طبیعی
Es war ein Irrtum, die Tür für abgeschlossen zu halten.
اشتباه بود که فکر کنیم در قفل است.
Der Irrtum fiel erst beim zweiten Blick auf.
اشتباه تنها با نگاه دوم آشکار شد.
Sie gab ihren Irrtum offen zu.
او آشکارا اشتباهش را پذیرفت.
نکتهٔ کاربردی
«Irrtum» مذکر و جمع آن «Irrtümer» است؛ ترکیب «einem Irrtum unterliegen» یعنی در اشتباهبودن.
درس کوتاه: Irrtum
فرض یا برداشتی نادرست دربارهٔ موضوعی. «Irrtum» مذکر و جمع آن «Irrtümer» است؛ ترکیب «einem Irrtum unterliegen» یعنی در اشتباهبودن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Irrtum» مطابقت دارد؟
