کسی یا چیزی را از دیگران جدا کردن تا تماس قطع یا محدود شود.
مثالهای طبیعی
Die Forschungsstation isoliert Proben in getrennten Behältern.
ایستگاه پژوهشی نمونهها را در ظرفهای جدا نگه میدارد.
Eine Trennwand isoliert die Sprecherkabine vom lauten Foyer.
یک دیوار جداکننده اتاق ضبط را از لابی پرسروصدا جدا میکند.
Das Team darf niemanden wegen seiner Meinung isolieren.
تیم نباید کسی را بهخاطر نظرش منزوی کند.
نکتهٔ کاربردی
این فعلِ -ieren جدانشدنی است و اسم مفعول آن isoliert بدون ge- میآید؛ مفعول معمولاً آکوزاتیو است.
درس کوتاه: isolieren
کسی یا چیزی را از دیگران جدا کردن تا تماس قطع یا محدود شود. این فعلِ -ieren جدانشدنی است و اسم مفعول آن isoliert بدون ge- میآید؛ مفعول معمولاً آکوزاتیو است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «isolieren» مطابقت دارد؟
