معنی ۱neutral · 82%
وابسته به کشور اسرائیل، مردم یا نهادهای آن.
مثالهای طبیعی
Die Ausstellung zeigt israelische Fotografie aus mehreren Jahrzehnten.
نمایشگاه عکاسی اسرائیلی از چند دهه را نشان میدهد.
Sie las einen israelischen Roman im Sprachkurs.
او در کلاس زبان رمانی اسرائیلی خواند.
Das israelische Institut veröffentlichte neue Forschungsergebnisse.
مؤسسهٔ اسرائیلی یافتههای پژوهشی تازهای منتشر کرد.
نکتهٔ کاربردی
«Israelisch» صفت است و در آلمانی با حرف کوچک نوشته میشود؛ اسمهای مربوط به آن با حرف بزرگاند.
درس کوتاه: israelisch
وابسته به کشور اسرائیل، مردم یا نهادهای آن. «Israelisch» صفت است و در آلمانی با حرف کوچک نوشته میشود؛ اسمهای مربوط به آن با حرف بزرگاند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «israelisch» مطابقت دارد؟
