معنی ۱neutral · 82%
کسی که حیوانات وحشی را دنبال میکند و میکشد، اغلب طبق مقررات.
مثالهای طبیعی
Der Jäger prüfte die Wildwechsel im Wald.
شکارچی رد مسیر حیوانات را در جنگل بررسی کرد.
Eine Jägerin meldete ein verletztes Reh.
شکارچی زنی گوزنی زخمی را گزارش کرد.
Der Jäger hielt sich an die örtlichen Vorschriften.
شکارچی از مقررات محلی پیروی کرد.
نکتهٔ کاربردی
«Jäger» مذکر و صورت مؤنث آن «Jägerin» است؛ این واژه در ترکیبها و اصطلاحها هم میآید.
درس کوتاه: Jäger
کسی که حیوانات وحشی را دنبال میکند و میکشد، اغلب طبق مقررات. «Jäger» مذکر و صورت مؤنث آن «Jägerin» است؛ این واژه در ترکیبها و اصطلاحها هم میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Jäger» مطابقت دارد؟
